معرفی فیلم قارچ سمی

معرفی فیلم قارچ سمی
فیلم «قارچ سمی» به کارگردانی رسول ملاقلی پور اثری تأثیرگذار و بحث برانگیز در سینمای ایران است که به شکلی بی پروا به تقابل آرمان های دیروز و واقعیت های امروز می پردازد. این فیلم از مهم ترین آثار ملاقلی پور در ژانر درام اجتماعی با رگه هایی از دفاع مقدس به شمار می رود.
رسول ملاقلی پور (۱۳۳۴-۱۳۸۶) از جمله فیلمسازان برجسته و صاحب سبک سینمای ایران محسوب می شود که کارنامه ای پربار و اغلب جنجالی در ژانرهای جنگی و اجتماعی از خود بر جای گذاشت. او با نگاهی ویژه و عمیق به مقوله جنگ و پیامدهای آن در جامعه همواره تلاش می کرد تا زوایای پنهان انسانی و اجتماعی را به تصویر بکشد. فیلم «قارچ سمی» که در سال ۱۳۸۰ تولید و در سال ۱۳۸۱ اکران شد یکی از نقاط عطف کارنامه اوست که در آن ملاقلی پور با همان لحن صریح و عصیانگر همیشگی اش به نقد وضعیت اجتماعی و تقابل آرمان ها و واقعیت ها می پردازد. این اثر با وجود تحسین های فراوان برای جسارت و صداقتش همواره با نقدهایی نیز در زمینه ساختار روایی و شیوه بیان مفاهیم همراه بوده است.
شناسنامه و عوامل اصلی فیلم قارچ سمی
فیلم «قارچ سمی» که با عنوان اصلی The Poisonous Mushroom
نیز شناخته می شود اثری شاخص در کارنامه هنری رسول ملاقلی پور است که جزئیات تولید و نمایش آن اهمیت ویژه ای در بررسی سینمای دهه هشتاد ایران دارد. این فیلم با ترکیبی از درام اجتماعی و روانشناختی فضایی متفاوت را برای مخاطبان خود رقم زد.
اطلاعات عمومی
- عنوان فیلم: قارچ سمی
- سال تولید و اکران: تولید در سال ۱۳۸۰ اکران عمومی در ۸ فروردین ۱۳۸۱
- ژانر: درام اجتماعی روانشناختی با رگه هایی از سینمای دفاع مقدس
- مدت زمان: ۹۰ دقیقه
- رنگی/سیاه و سفید: رنگی
تیم سازنده
ملاقلی پور در «قارچ سمی» علاوه بر کارگردانی و نویسندگی خود تهیه کنندگی فیلم را نیز بر عهده داشت که نشان دهنده تسلط و دیدگاه شخصی او بر تمام ابعاد پروژه است. حضور چهره های نام آشنا در تیم فنی فیلم کیفیت هنری اثر را تضمین کرده است:
- کارگردان نویسنده و تهیه کننده: رسول ملاقلی پور. او با دیدگاه شخصی و غالباً غریزی خود فضایی منحصربه فرد در آثارش ایجاد می کرد.
- مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری. کار او در ثبت صحنه های فیلم به ویژه در سکانس های جنگی مورد تحسین قرار گرفت.
- تدوین: بهرام دهقانی. تدوین قوی و پویا از نقاط قوت «قارچ سمی» بود که جایزه سیمرغ بلورین را نیز برای او به ارمغان آورد.
- موسیقی متن: ناصر چشم آذر. موسیقی متن این فیلم با فضاسازی های خاص خود نقش مهمی در القای حس و حال درونی شخصیت ها و فضای کلی فیلم ایفا کرد و موفق به دریافت سیمرغ بلورین شد.
- شرکت تهیه کننده: موسسه فرهنگی هنری سنا و بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس.
بازیگران اصلی و نقش آفرینی ها
انتخاب بازیگران در «قارچ سمی» و نقش آفرینی های آن ها از نقاط قوت فیلم به شمار می رود. جمشید هاشم پور در نقش مهندس دومان قائمی با بازی قدرتمند خود به یکی از به یادماندنی ترین شخصیت های کارنامه ملاقلی پور جان بخشید.
- جمشید هاشم پور (در نقش مهندس دومان قائمی): او با بازی پیچیده و پرخاشگرانه خود توانست تضادهای درونی یک جانباز جنگی را که در دنیای مدرن شهری با فساد روبرو می شود به خوبی به نمایش بگذارد.
- میترا حجار (در نقش بیتا): نقش بیتا دختری جوان که نمادی از نسل جدید و رابطه ای فراتر از واقعیت با دومان دارد توسط میترا حجار ایفا شد. این نقش گرچه در برخی نقدها با ابهاماتی روبرو بود اما به واسطه حضور حجار قابل تأمل از کار درآمد.
- رویا تیموریان (در نقش آلما): تیموریان در نقش همسر دومان با بازی قابل قبول خود نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد.
- فرهاد قائمیان: در نقش سلیمان همرزم جانباز دومان که نمادی از آرمان های پایدار و وجدان بیدار است حضوری پررنگ و تأثیرگذار داشت.
- دیگر بازیگران: انوشیروان ارجمند امیر جعفری آتنه فقیه نصیری عبدالرضا زهره کرمانی علی سلیمانی و آرش نوذری نیز در نقش های کلیدی این فیلم حضور داشتند.
افتخارات و حضور در جشنواره ها
«قارچ سمی» در بیستمین دوره جشنواره فیلم فجر (بهمن ۱۳۸۰) مورد توجه قرار گرفت و جوایز مهمی را کسب کرد گرچه در برخی رشته ها نتوانست سیمرغ را به دست آورد. این فیلم در مجموع ۵۷ میلیون تومان در سینماهای تهران فروش داشت و با جذب ۲۳۷ هزار و ۷۸۱ مخاطب در رتبه هفدهم فیلم های پرمخاطب سال ۱۳۸۱ قرار گرفت.
جایزه/نامزدی | رشته | برنده/نامزد |
---|---|---|
سیمرغ بلورین | بهترین موسیقی متن | ناصر چشم آذر |
سیمرغ بلورین | بهترین تدوین | بهرام دهقانی |
نامزد سیمرغ بلورین | بهترین فیلم | رسول ملاقلی پور |
نامزد سیمرغ بلورین | بهترین فیلمنامه | رسول ملاقلی پور |
نامزد سیمرغ بلورین | بهترین بازیگر نقش مکمل زن | رویا تیموریان |
نامزد سیمرغ بلورین | بهترین طراحی صحنه و لباس | علی فداکار |
خلاصه داستان فیلم قارچ سمی: سفری به عمق آرمان های فراموش شده
فیلم «قارچ سمی» داستان دومان قائمی سردار دوران جنگ تحمیلی و مدیرعامل موفق یک شرکت ساختمانی را روایت می کند. او همچنان خود را پایبند به باورها و آرمان های دوران جنگ می داند اما زندگی کنونی اش در بستر حوادثی قرار می گیرد که این آرمان ها را با چالش مواجه می سازد.
معرفی شخصیت محوری (دومان قائمی)
دومان قائمی شخصیتی پیچیده و چندوجهی است که گذشته پرفراز و نشیبش در جبهه های جنگ سایه سنگینی بر حال و آینده او افکنده است. او که زمانی نماد شجاعت و آرمان گرایی بود اکنون در قامت یک مدیرعامل با دنیایی پر از فساد و سوداگری مواجه می شود. این تقابل درونی او را به سمت بازخوانی خاطرات جنگ و درگیری با واقعیت های تلخ جامعه مدرن سوق می دهد. او در پیله ای از آرمان های گذشته و زخم های التیام نیافته جنگ گرفتار آمده و توانایی هضم واقعیت های پیرامون خود را ندارد.
آغاز درگیری درونی و بیرونی
زندگی دومان با یک دیدار غیرمنتظره و یک تصادف دستخوش تغییر می شود. تصادف با «بیتا» دختری جوان و پرشور و دیداری غیرمنتظره با «سلیمان» همرزم سال های دفاع مقدس که اکنون در آسایشگاه جانبازان روزگار می گذراند. این دو شخصیت به مثابه کاتالیزور خاطرات جنگ را در ذهن دومان زنده کرده و او را به وادی جدیدی می کشانند. تقابل آرمان های گذشته با فساد جاری در شرکت و درگیری هایش با هیئت مدیره آغازگر سقوط دومان است. او که دیگر حاضر به تن دادن به شرایط روز نیست در مسیر مبارزه با فساد قرار می گیرد. این درگیری ها منجر به پرونده سازی علیه او زندانی شدنش و حتی اعتیاد در زندان می شود. وضعیت جسمی و روحی او به شدت رو به وخامت می گذارد در حالی که دشمنانش در شرکت آزادانه به عوام فریبی مشغولند.
شخصیت های فرعی و تأثیر آن ها
- سلیمان (همرزم جانباز): سلیمان همرزم جانباز دومان نقش وجدان بیدار و نماد آرمان های پایدار دوران جنگ را ایفا می کند. او با حضورش اهمیت بازگشت به مسیر ارزش ها را برای دومان پررنگ تر می سازد.
- بیتا (دختر جوان): بیتا نماد نسل جدید است؛ دختری که علاقه چندانی به نامزدش ندارد و دومان را همچون مردی آرمانی و افسانه ای تکه گمشده ای از خود می پندارد. ارتباط نمادین و گاه فراواقعی او با دومان از بخش های بحث برانگیز فیلم است که به عمق روانشناختی اثر می افزاید.
مسیر سقوط دومان
مقاومت دومان در برابر هیئت مدیره و سهامداران شرکت سرانجام به فروپاشی زندگی خصوصی او و همسرش آلما می انجامد. آن ها با پرونده سازی او را به زندان می فرستند. این اتفاق نقطه عطفی در مسیر سقوط دومان است؛ او در زندان توسط هم سلولی هایش به مواد مخدر آلوده می شود و وضعیت جسمی و روحی اش رو به وخامت می گذارد. این بخش از فیلم به تلخی و بی رحمی پیامدهای از دست رفتن آرمان ها و شکست فرد در برابر سیستم را نشان می دهد.
اوج و پایان تراژیک
پس از آزادی از زندان دومان با وجود پیشنهاد بیتا برای حضور در مراسم عقدش به عنوان شاهد تصمیم دیگری می گیرد. او به سراغ سلیمان می رود و از او می خواهد که در نابودی کسانی که برایش پرونده سازی کرده اند یاری اش کند. این نقطه اوج عصیان و جنون دومان است. در یک درگیری خونین و تراژیک دومان و سلیمان دو تن از مدیران و سهامداران اصلی شرکت را می کشند و خود نیز در این راه جان می بازند. این پایان تلخ مهر تاییدی است بر رویکرد بی رحمانه ملاقلی پور در نقد جامعه و سرنوشت آرمان گرایان در مواجهه با فساد.
سبک فیلمسازی رسول ملاقلی پور در قارچ سمی: خشم عصیان گر و آسیب های آن
رسول ملاقلی پور به عنوان یک فیلمساز سبکی کاملاً منحصر به فرد و غریزی داشت. او نه تنها در ژانر دفاع مقدس بلکه در آثار اجتماعی خود نیز این ویژگی را به وضوح نشان می داد. فیلم «قارچ سمی» نمونه ای بارز از این رویکرد است که همزمان نقطه قوت و نقطه ضعف اصلی اثر به شمار می رود.
ویژگی غریزی بودن در سینمای ملاقلی پور
غریزی بودن در سینمای ملاقلی پور به معنای خلق فضایی کاملاً شخصی و عدم تمایل به استفاده از الگوهای پذیرفته شده روایی است. این ویژگی همان طور که در نقدها آمده شمشیری دو لبه بود. از یک سو به ملاقلی پور اجازه می داد تا فضایی بی نظیر و شخصی در آثارش بیافریند و برون ریزی خشم و عصبیت خود را در لحظه به لحظه فیلم به تصویر بکشد. احمد طالبی نژاد در یادداشتی با عنوان «خاطرات و خطرها» در ماهنامه فیلم این ویژگی را چنین توصیف می کند:
این همه عصبیت و خشم از کجا در ذهن ملاقلی پور تلنبار شده است؟ او از چه چیزی در رنج است که وقتی فیلم می سازد همه خشم و عصیانیتش را یک جا در لحظه لحظه آثارش متجلی می کند؟ قارچ سمی یک فیلم عصبی و خشمگین است. درباره شرایط اجتماعی ما آدم هایی که بی رحمانه همدیگر را می درند و از جسم و روح یکدیگر خاکریز می سازند برای دست یابی به اهدافی که شوم و ضدانسانی است.
از سوی دیگر همین خصلت غریزی و شخصی در بسیاری از موارد به انسجام روایی و منطق داستانی فیلم آسیب می زد. نیما حسنی نسب منتقد برجسته در مورد «قارچ سمی» سوالاتی را مطرح می کند که عمق این مشکل را نشان می دهد: «آیا هر سینماگری مجاز است همه تلخی عصبیت و خشونت درون پرآشوبش را بدون هیچ ظرافتی مستقیما بر سر تماشاگرانش آوار کند؟» این سوالات نشان می دهد که برون ریزی بی محابای خشم کارگردان گاهی به جای همذات پنداری مخاطب را با نوعی سردرگمی و عدم انسجام روبرو می کرد.
تفاوت موفقیت در تصویرسازی جنگ و شهر
یکی از نقاط بحث برانگیز در کارنامه ملاقلی پور تفاوت فاحش در توانایی او برای تصویرسازی صحنه های جنگی و فضاهای شهری است. منتقدان بارها اشاره کرده اند که ملاقلی پور در صحنه های جنگی بی نظیر عمل می کرد و آدم هایش در آن فضاها به شدت واقعی به نظر می رسیدند. احمد طالبی نژاد در این باره می گوید: «ملاقلی پور انرژی غیرقابل وصفی دارد. هر نمای او حاکی از جان کندن است و در پردازش صحنه های جنگی بی نظیر عمل می کند اما در پرداخت شخصیت های شهری هنوز مشکل دارد.»
این ناتوانی در پرداخت فضاهای شهری و روابط انسانی خود را در شخصیت پردازی های تیپیکال و ضعف در ایجاد فضای عاطفی و رمانتیک نشان می داد. نیما حسنی نسب به این مسئله اشاره می کند که کارگردانی که ایجاد یک موقعیت عادی حسی میان زن و مرد برایش دشوار است چرا اصرار دارد در میانه آشوب فیلم رمانتیک شود و فضاهای عاطفی خلق کند؟ این تناقض باعث می شد که آثار شهری ملاقلی پور از جمله «قارچ سمی» در مقایسه با آثار جنگی او از انسجام و باورپذیری کمتری برخوردار باشند.
جایگاه قارچ سمی در کارنامه ملاقلی پور
آیا «قارچ سمی» جزو فرازها یا نشیب های کارنامه ملاقلی پور است؟ این سوالی است که نظرات متفاوتی را در پی داشته است. برخی منتقدان مانند ناصر صفاریان «قارچ سمی» را اثری قابل قبول دانسته اند که نقطه تلاقی مسیرهای اصلی سینمای ملاقلی پور – جنگ اجتماع و ساختار فرم گرای مبتنی بر سفر ذهنی – را نشان می دهد. او معتقد است که ملاقلی پور در این فیلم به ترکیب هر سه مؤلفه مورد علاقه خود پرداخته است.
با این حال بسیاری از منتقدان دیگر «قارچ سمی» را یکی از آثار نه چندان موفق یا حتی اشتباه در کارنامه او می دانند به ویژه در مقایسه با فیلم های جنگی بی نظیرش. پسر خودِ ملاقلی پور علی ملاقلی پور نیز «قارچ سمی» را فیلم اشتباه پدرم نامیده و دلیل آن را کمبود مطالعه و عمق در پرداخت مسائل اجتماعی توسط پدرش می داند. او معتقد است که این مسئله باعث شده برخی آثار ملاقلی پور نسخه خوبی از آب درنیاید و حرفی که می زد به درد جامعه نخورد. با وجود این نقدها صراحت و صداقت موجود در «قارچ سمی» آن را به فیلمی گزنده و تأثیرگذار تبدیل کرده است که رویکرد جسورانه و غیرمحافظه کارانه ملاقلی پور را به نمایش می گذارد؛ رویکردی که جای خالی آن در سینمای امروز ایران به شدت احساس می شود.
تحلیل های اجتماعی و نمادگرایی در قارچ سمی: شعار یا واقعیت؟
فیلم «قارچ سمی» با دغدغه های اجتماعی و سیاسی عمیق خود ساخته شد اما کیفیت پرداخت این دغدغه ها و شیوه نمادگرایی در آن همواره محل بحث و اختلاف نظر میان منتقدان بوده است. آیا این فیلم توانسته است نقدی عمیق و مؤثر از جامعه ارائه دهد یا صرفاً در دام شعارزدگی افتاده است؟
دغدغه های اجتماعی و سیاسی فیلم
ملاقلی پور در «قارچ سمی» سعی داشت به آسیب های اجتماعی و سیاسی جامعه بپردازد اما بسیاری از منتقدان عمق و کیفیت این نقدها را زیر سوال بردند و آن ها را سطحی و شعارزده قلمداد کردند. ناصر صفاریان یکی از منتقدان معتقد بود که بزرگ ترین اشکال ملاقلی پور این است که خود را ایزوله کرده و اهل مطالعه نبود که همین مسئله مانع از عمق یافتن نقدهای اجتماعی آثارش می شد. علی ملاقلی پور پسر کارگردان نیز با صراحت «قارچ سمی» را «فیلم اشتباه پدرم» نامید و اظهار داشت که این فیلم نباید ساخته می شد؛ زیرا حرفی که می زد به درد جامعه نمی خورد.
امین فرج پور در یادداشتی با عنوان «در ستایش جنون» اشاره کرد که تعدد مسائل مطرح شده در «قارچ سمی» یکی از عوامل اصلی رویکرد سطحی فیلم است. او معتقد است که تلاش ملاقلی پور برای واگویه تمام و کمال آسیب های اجتماعی و سیاسی محیط پیرامونش باعث اغتشاش فیلم شده و عصبیت پراکنده شده در تمامیت فیلم نافی عقلانیت و منطقی است که از یک تحلیل اجتماعی عمیق انتظار می رود.
نقد نمادگرایی شلیک مستقیم
یکی از تندترین نقدها به فیلم «قارچ سمی» در خصوص شیوه نمادگرایی آن مطرح شده است. مهرزاد دانش در یادداشتی با عنوان «پیچیده در شعارها» به سطحی بودن و عدم ظرافت در انتقال مفهوم نمادها اشاره می کند. او معتقد است که «قارچ سمی» برخلاف ظاهر پیچیده و پررمز و رازش باطنی ساده انگار و متأثر از ژورنالیسم سیاسی/اجتماعی روز دارد. نمادهایی مانند اسب (نماد رهایی و شهادت) صدای گریه نوزاد (نماد تولدی دوباره) خرگوش (نماد معصومیت جبهه رفتگان) و کرم ابریشم (نماد نسل ارزشی که در پیله انزوای اجباری قرار گرفته) بدون هیچ ظرافتی به داستان تحمیل شده اند و از طریق اینسرت موسیقی و دیالوگ به گونه ای مورد تأکید قرار می گیرند که اگر هم لطف اولیه ای داشته اند تبدیل به طرحی تلف شده می شوند.
این رویکرد شلیک مستقیم در نمادگرایی به جای ایجاد لایه های پنهان و معنایی عمیق پیام ها را به شکلی آشکار و شعاری به مخاطب ارائه می دهد که اغلب باعث دافعه و عدم درگیری فکری با اثر می شود. فیلم به جای آنکه مخاطب را به تفکر وادارد او را مجبور به پذیرش نمادها و مفاهیم از پیش تعیین شده می کند.
عدم همدلی با قهرمان
افراط در نمایش عصیان دومان قائمی قهرمان «قارچ سمی» باعث شد تا همدلی مخاطب با او دشوار شود. بهزاد عشقی در مطلبی با عنوان «نمایش بی زمان و آدم های زمانه» به این نکته اشاره می کند که در فیلم های اجتماعی ملاقلی پور اغلب شخصیت های اصلی یا فرعی دچار معلولیت جسمی یا روانی هستند. این شخصیت ها گرچه از جنبه نمایشی جذاب اند اما مشکل اینجاست که در موضع حق نشانده شده اند و می باید مبشر ارزش های از دست رفته باشند.
بهزاد عشقی این سوال را مطرح می کند که مخاطب چگونه می تواند نسبت به شخصیتی چون دومان قائمی که مدام می خروشد نعره می کشد و تخریب می کند احساس همدلی کند یا او را برحق بداند؟ او معتقد است که با معلول و مجنون نشان دادن این شخصیت ها خواسته و ناخواسته نسبت به آرمان هایشان ستم می شود. این رویکرد به جای آنکه مخاطب را با قهرمان همراه سازد و او را در مسیر آرمان خواهی اش درگیر کند نوعی فاصله و حتی بیزاری ایجاد می کند؛ چرا که خشونت و عصبیت دومان به حدی افراطی نمایش داده می شود که جنبه انسانی و قابل همذات پنداری او کمرنگ می شود.
آشفتگی ساختاری و مشکلات روایی قارچ سمی
یکی از عمده ترین انتقاداتی که به فیلم «قارچ سمی» وارد شده است به آشفتگی ساختاری و مشکلات روایی آن بازمی گردد. این مشکلات از شخصیت پردازی های مبهم گرفته تا کارکرد نامناسب فلاش بک ها و تناقضات در منطق روایی انسجام کلی فیلم را تحت تأثیر قرار داده است.
عدم انسجام در شخصیت پردازی
مهرزاد دانش در نقد خود به بی منطقی ها و ابهامات در شخصیت پردازی «قارچ سمی» اشاره می کند. شخصیت «بیتا» یکی از نمونه های بارز این مشکل است. معلوم نیست او از کجا آمده چه می کند و چرا یک دفعه و بی مقدمه از همان اول فیلم با دومان احساس تله پاتی می کند. روابط فراواقعی او با دومان مانند خون آمدن از گوش بیتا هنگام کتک خوردن دومان از جمله تمهیدات سهل الوصول و غیرباورپذیری است که ملاقلی پور برای توجیه این ارتباط به کار برده است. همچنین تناقضات در رفتار بیتا مانند حضور او در میتینگ شبانه با دوست پسرش و سپس تحول ناگهانی اش و بازگشت به سمت همان پسر در پایان فیلم انسجام شخصیتی او را زیر سوال می برد.
علاوه بر بیتا در شخصیت دومان نیز تناقضاتی مشاهده می شود. این سوال مطرح می شود که چرا دومان ناگهان شیفته بیتا می شود با وجود اینکه خود دم از ناموس پرستی و غیرت مداری می زند؟ و چرا حاضر می شود استعفای طعنه آمیز مترجم شرکت را بپذیرد تا بیتا به جای او مشغول کار شود؟ این ابهامات در انگیزه ها و رفتارهای شخصیت های اصلی مانع از شکل گیری یک پیوند منطقی و عمیق بین آن ها و مخاطب می شود و روایت فیلم را خدشه دار می کند.
نقد فلاش بک ها و تلفیق رؤیا با واقعیت
شیوه روایی «قارچ سمی» با استفاده مکرر از فلاش بک ها و تلفیق رؤیا با واقعیت شباهت هایی به آثار متأخر ملاقلی پور دارد اما به عقیده منتقدان در این فیلم کارکرد منطقی و مناسبی در پیشبرد داستان ندارد. امین فرج پور منتقد سینما به این نکته اشاره می کند که فلاش بک ها در «قارچ سمی» کوچک ترین تأثیر پیش برنده ای ندارند. او معتقد است که اگر مایه محوری فیلم را تقابل فردی ارزشمدار با ارزش های تغییریافته بدانیم الزامی بر رزمنده بودن این فرد وجود ندارد و همین موضوع ضرورت وجود فلاش بک ها را از بین می برد.
علاوه بر این در یک فیلم اجتماعی/سیاسی که معمولاً از روایتی واقع گرایانه بهره می برد تقابل دوگانه خیال و واقعیت در «قارچ سمی» به شیوه ای ناهمگون و متناقض با دنیای عمومی فیلم آشکار می شود. حضور بیتا و رابطه فرازمینی او با دومان دقیقاً در نقطه مقابل توقع و انتظاری قرار می گیرد که فیلم از یک درام اجتماعی ایجاد کرده است. این عدم هماهنگی میان شیوه روایی و محتوای فیلم به سردرگمی مخاطب و کاهش اعتبار واقع گرایانه اثر منجر می شود.
مشکلات کلی در منطق روایی و ساختار
آشفتگی ساختاری «قارچ سمی» تا حدی پیش می رود که حتی تجربه تماشای فیلم را تحت تأثیر قرار می دهد. امین فرج پور خاطره ای عجیب از تماشای فیلم در سینما تعریف می کند که در آن آپاراتچی چند حلقه را جابه جا نمایش داده بود اما تنها خودش متوجه این مسئله شده بود چرا که برای دیگر تماشاگران تفاوتی در اصل ماجرا ایجاد نشده بود. این خاطره نمادی از آشفتگی و عدم انسجام درونی فیلم است؛ گویی «قارچ سمی» در شکل سالم خود نیز حاوی حلقه های جابه جا شده و کم و زیاد است و منطق روایی آن به حدی دچار مشکل است که ترتیب صحنه ها نیز تفاوت چندانی در درک کلی اثر ایجاد نمی کند.
محسن بیگ آقا نیز در جمع بندی مشکلات ساختاری «قارچ سمی» به اصرار فیلمساز در تکرار سبک روایتش اشاره می کند. او می نویسد که ملاقلی پور «این جا هم به دام فلاش بک های متعدد و فضاهای ناآشنایی مثل لحظه های ارتباط دختر جوان با دومان – که به سرگردانی بازیگران در این صحنه ها منجر شده – افتاده که روایت فیلمش را خدشه دار کرده اند.» این اصرار در معرفی شخصیت ها با گذشته شان شاید نشأت گرفته از عدم اعتماد فیلمساز به شخصیت پردازی و روایتی خطی و منسجم باشد که نتیجه آن فیلمی آشفته و گاه گنگ است.
نتیجه گیری
فیلم «قارچ سمی» به کارگردانی رسول ملاقلی پور اثری است که علی رغم نقاط ضعف ساختاری و روایی متعدد به دلیل رویکرد جسورانه و غیرمحافظه کارانه اش در نقد وضعیت اجتماعی همچنان قابل تأمل و ارزشمند است. ملاقلی پور در این فیلم شجاعت صداقت و بی رحمی خود را در مواجهه با فساد و آرمان زدگی به نمایش می گذارد؛ ویژگی هایی که امروزه جای خالی آن ها در سینمای اجتماعی ایران به شدت حس می شود. «قارچ سمی» پرتره ای گزنده از جامعه ای آشفته و انسان هایی است که در کشاکش آرمان ها و واقعیت ها سرنوشتی تراژیک می یابند. تماشای دوباره این فیلم با دیدی تحلیلی می تواند لایه های پنهان آن و پیام های عمیق کارگردان را آشکار سازد.