معرفی فیلم جادوگر شهر از (The Wonderful Wizard of Oz) اثر ال. فرانک بام

نقد و برسی فیلم و سریال

معرفی فیلم جادوگر شهر از (The Wonderful Wizard of Oz) اثر ال. فرانک بام

جادوگر شگفت انگیز شهر از اثری جاودانه است که فراتر از یک داستان ساده به نمادی از جستجو برای خانه و کشف قدرت درونی تبدیل شده است. این داستان که از بطن رمان ال. فرانک بام برخاسته و با اقتباس سینمایی ۱۹۳۹ به اوج درخشش رسید نسل ها را شیفته خود کرده و در اعماق فرهنگ جهانی ریشه دوانده است.

داستان دوروتی و سفرش در جاده آجری زرد نه تنها روایتگر ماجراجویی های فانتزی است بلکه لایه های عمیقی از معنا و پیام های جهانی را در خود جای داده است. از زمان انتشار رمان در سال ۱۹۰۰ تا نمایش فیلم کلاسیک و رنگارنگ آن در ۱۹۳۹ جادوگر شهر از توانسته است با مضامین شجاعت خرد مهربانی و اهمیت خانه مخاطبان در هر سن و از هر فرهنگی را به خود جذب کند. این مقاله به بررسی جامع و تحلیلی ابعاد مختلف رمان فیلم تاریخچه خلق حواشی الهامات و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی آن ها می پردازد تا جایگاه بی بدیل این اثر را در تاریخ هنر و فرهنگ آشکار سازد.

۱. جادوگر شگفت انگیز شهر از: ریشه ها و خلق یک شاهکار ادبی

رمان جادوگر شگفت انگیز شهر از نوشته ی ال. فرانک بام بیش از یک قرن است که جایگاه ویژه ای در ادبیات کودک و نوجوان جهان دارد. این اثر نه تنها به دلیل داستان سرایی جذاب و شخصیت های به یادماندنی اش مورد توجه قرار گرفته بلکه به خاطر فلسفه و رویکرد نوینی که بام در نگارش آن به کار برد از سایر افسانه ها متمایز شد. بام به دنبال خلق افسانه ای مدرن بود که بر شادی شگفتی و تخیل متمرکز باشد و از پند و اندرزهای خشک و آموزه های اخلاقی رایج در افسانه های قدیمی دوری کند. او باور داشت که ادبیات کودک باید مسیری برای رشد تخیل باشد نه صرفاً ابزاری برای آموزش.

۱.۱. ال. فرانک بام: خالق سرزمین جادو

لایمن فرانک بام (Lyman Frank Baum) در سال ۱۸۵۶ در خانواده ای ثروتمند در نیویورک متولد شد. زندگی حرفه ای او پیش از ورود به دنیای نویسندگی پر از فراز و نشیب و مشاغل ناموفق بود. او به ترتیب به پرورش طیور اداره تئاتر و روزنامه نگاری پرداخت اما در هیچ یک به موفقیت چشمگیری دست نیافت. علاقه او به تئاتر و داستان سرایی از همان ابتدا مشهود بود. بام پیش از جادوگر شهر از کتاب داستان های مامان غاز به نثر (۱۸۹۷) را منتشر کرده بود که او را به عنوان یک نویسنده به جامعه ادبی معرفی کرد. این تجربیات متفاوت به او دیدگاه وسیعی بخشید که در خلق دنیای رنگارنگ اوز منعکس شد. او در زندگی خود بسیار سفر کرد و با افراد زیادی در ارتباط بود که هر یک می توانستند منبع الهامی برای شخصیت ها و وقایع داستان هایش باشند.

۱.۲. انتشار نوآوری های بصری و استقبال اولیه رمان

رمان جادوگر شگفت انگیز شهر از برای اولین بار در تاریخ ۱۷ مه ۱۹۰۰ توسط شرکت جورج ام. هیل در ایالات متحده منتشر شد. چاپ اولیه شامل ۱۰۰۰۰ نسخه بود که پیش از تاریخ رسمی انتشار (۱ سپتامبر ۱۹۰۰) به فروش رفت. این موفقیت چشمگیر ناشر را وادار کرد تا تنها تا اکتبر همان سال ۱۵۰۰۰ نسخه دیگر را نیز روانه بازار کند. یکی از عوامل اصلی موفقیت و محبوبیت زودهنگام کتاب تصویرگری های بی نظیر ویلیام والاس دنسلو بود. دنسلو که در حق چاپ کتاب نیز شریک بود با طرح های مجلل و رنگارنگ خود شخصیت ها و محیط اوز را به گونه ای به تصویر کشید که خوانندگان می توانستند به وضوح آن ها را مجسم کنند. استفاده از رنگ های متنوع در پس زمینه ها و تصاویر تمام صفحه در آن زمان یک نوآوری بصری محسوب می شد و جذابیت کتاب را دوچندان می کرد. مجله نیویورک تایمز در سپتامبر ۱۹۰۰ از این رمان به دلیل جذابیت برای کودکان و بزرگسالان و همچنین تصاویر دلپذیر آن تقدیر کرد.

۱.۳. خلاصه داستان جامع رمان: سفر دوروتی به سوی خودشناسی

داستان با معرفی دوروتی گیل دخترکی از دشت های خشک کانزاس آغاز می شود که همراه عمه ام عمو هنری و سگ کوچکش توتو زندگی می کند. یک روز گردبادی مهیب (سیکلون) خانه آن ها را از زمین برمی کند و دوروتی و توتو را به سرزمینی جادویی و ناشناخته به نام اوز می برد. خانه دوروتی هنگام فرود بر روی جادوگر شرور شرق حاکم ظالم مونچکین ها سقوط می کند و او را از بین می برد. جادوگر خوب شمال ظاهر می شود و کفش های نقره ای جادویی جادوگر شرور را به دوروتی می دهد و به او می گوید که تنها راه بازگشت به کانزاس رفتن به شهر زمرد و درخواست کمک از جادوگر بزرگ اوز است.

دوروتی سفر خود را در جاده آجری زرد آغاز می کند. در این مسیر او با سه همراه آشنا می شود که هر یک به دنبال چیزی هستند که فکر می کنند فاقد آن هستند:

  • مترسک: او معتقد است که مغز ندارد و به دنبال خرد و هوش است.
  • آدم حلبی: او باور دارد که قلبی ندارد و خواهان احساسات و عواطف است.
  • شیر بزدل: او خود را فاقد شجاعت می داند و آرزوی جسارت دارد.

این چهار دوست با هم به شهر زمرد می رسند و با جادوگر اوز ملاقات می کنند. جادوگر به هر یک از آن ها به شکلی متفاوت (به دوروتی به شکل یک سر غول پیکر به مترسک به شکل بانویی زیبا به آدم حلبی به شکل جانوری وحشتناک و به شیر به شکل یک توپ آتشین) ظاهر می شود و در ازای برآورده کردن آرزوهایشان از آن ها می خواهد که جادوگر شرور غرب را نابود کنند.

مسافران راهی کشور وینکی ها قلمرو جادوگر شرور غرب می شوند. جادوگر شرور با استفاده از قدرت هایش (گرگ ها کلاغ ها زنبورها و بردگان وینکی) سعی در نابودی آن ها دارد اما دوستان دوروتی با شجاعت در برابر او مقاومت می کنند. در نهایت دوروتی به طور ناخواسته با پاشیدن سطلی از آب بر روی جادوگر شرور غرب او را ذوب می کند و از بین می برد.

پس از بازگشت به شهر زمرد حقیقت درباره جادوگر اوز آشکار می شود: او نه یک جادوگر قدرتمند بلکه پیرمردی معمولی است که سال ها پیش با بالونی از اوماها به اوز آمده است. او با استفاده از شعبده بازی و توهم خود را قدرتمند نشان داده است. با این حال او آرزوهای دوستان دوروتی را به طرزی هوشمندانه برآورده می کند: به مترسک مغزی از سبوس و سوزن به آدم حلبی قلبی از ابریشم و خاک اره و به شیر معجون شجاعت می دهد. در واقع این اشیاء نمادی از همان ویژگی هایی هستند که آن ها در طول سفر خود از خود نشان داده بودند.

دوروتی متوجه می شود که کفش های نقره ای او قدرتی دارند که می توانند او را به خانه بازگردانند. پس از خداحافظی با دوستانش و جادوگر اوز (که با بالون خود قصد بازگشت به اوماها را دارد اما ناگهان پرواز می کند) دوروتی با کمک جادوگر خوب جنوب (گلیندا) متوجه می شود که کافی است پاشنه های کفش هایش را سه بار به هم بزند و آرزو کند که به خانه برگردد. او به کانزاس بازمی گردد اگرچه کفش های نقره ای در مسیر از پایش می افتند و در صحرای مرگبار اوز گم می شوند. داستان با بازگشت دوروتی به آغوش عمه ام و عمو هنری و شادی بی حد او از بازگشت به خانه پایان می یابد.

۱.۴. الهامات خلاقانه و زندگی شخصی ال. فرانک بام

جهان جادوگر شگفت انگیز شهر از و شخصیت های آن ریشه های عمیقی در زندگی و تجربیات شخصی ال. فرانک بام دارند. او بارها به فرزندانش داستان های خیالی تعریف می کرد که بعدها الهام بخش رمان هایش شدند.

  • مترسک: در کودکی بام کابوس هایی از یک مترسک دنبال کننده را تجربه می کرد. این کابوس ها سال ها بعد به خلق شخصیت مترسک در رمان منجر شد. حتی ترس مترسک از کبریت روشن می تواند برگرفته از تجربه واقعی بام باشد که خانه اپرایش در اثر جرقه یک فانوس نفتی آتش گرفت و سوخت.
  • آدم حلبی: پسر بام هری روایت کرده که آدم حلبی از علاقه پدرش به ویترین سازی و خلق مجسمه های جذاب از قطعات مختلف الهام گرفته شده است. بام از وسایل خانگی مانند دیگ شستشو لوله های اجاق گاز و ته دیگ چهره ای خیره کننده ساخت که بعداً به آدم حلبی با کلاه قیفی اش تبدیل شد.
  • دوروتی: شخصیت دوروتی به شدت تحت تأثیر خواهرزاده نوپای همسر بام مود گیج به نام دوروتی لوئیز گیج قرار گرفت. این نوزاد در پنج ماهگی درگذشت و مود را بسیار غمگین کرد. بام برای تسکین همسرش قهرمان داستانش را دوروتی نامید و کتاب را به همسرش تقدیم کرد. همچنین خواهرزاده دیگر بام مگدالنا کارپنتر نیز تا حدی الهام بخش این شخصیت بوده است.
  • عمو هنری: این شخصیت بر اساس پدر همسر بام هنری گیج الگوبرداری شد که مردی سخت کوش اما منفعل بود و به ندرت با همسرش مخالفت می کرد.
  • جادوگران: تحقیقات همسر بام ماتیلدا گیج درباره شکار جادوگران و اعمال وحشیانه علیه جادوگران متهم بام را تحت تأثیر قرار داد و در خلق شخصیت جادوگران شرور و سرنوشت آن ها در رمان مؤثر بود.
  • شهر زمرد و عینک های سبز: در سال ۱۸۹۰ بام در داکوتای جنوبی زندگی می کرد و در ستون روزنامه اش داستانی درباره کشاورزی نوشت که به اسب هایش عینک سبز می داد تا باور کنند چیپس چوب علف است. این ایده به طور مشابه در شهر زمرد به کار رفت جایی که جادوگر مردم را وادار می کرد عینک سبز بزنند تا شهرشان را از زمرد ببینند. برخی محققان همچنین نمایشگاه جهانی کلمبیا در شیکاگو (۱۸۹۳) را که به شهر سفید معروف بود الهام بخش شهر زمرد می دانند.
  • نام Oz: بام در مصاحبه ای در سال ۱۹۰۳ عنوان کرد که نام اوز از کشوی پرونده اش با برچسب O-Z الهام گرفته شده است. همچنین برخی از منتقدان معتقدند که اوز ممکن است از نام محاوره ای استرالیا (Oz) گرفته شده باشد.

بام همچنین از نویسندگانی چون لوئیس کارول (نویسنده آلیس در سرزمین عجایب) الهام گرفت. اگرچه او طرح کارول را نامنسجم می دانست اما از رویکرد کارول در خلق قهرمانی که کودکان بتوانند با او همذات پنداری کنند و از پرهیز از درس های اخلاقی خشک تحت تأثیر قرار گرفت. با این حال بام به دنبال خلق داستانی کاملاً آمریکایی با عناصری مانند کشاورزی و صنعتی شدن بود به همین دلیل جادوگران و جادوگران را با مترسک ها و مزارع ذرت ترکیب کرد تا داستانی با ویژگی های بومی آمریکا خلق کند.

۱.۵. دنباله ها و گسترش جهان اوز توسط بام و دیگران

موفقیت بی سابقه جادوگر شگفت انگیز شهر از و نمایشنامه موزیکال آن در سال ۱۹۰۲ تقاضای بی شماری از سوی خوانندگان برای ادامه داستان ایجاد کرد. با وجود مشکلات مالی در سال ۱۹۰۴ ال. فرانک بام اولین دنباله با عنوان سرزمین شگفت انگیز اوز را نوشت. او در ابتدا تمایلی به ادامه نوشتن این سری نداشت و حتی در کتاب شهر زمردی اوز (۱۹۱۰) نوشت که دیگر نمی تواند به نوشتن دنباله ها ادامه دهد زیرا اوزلند ارتباط خود را با بقیه جهان از دست داده است. اما اصرار بی وقفه کودکان و همچنین نیازهای مالی او را وادار به ادامه نگارش کرد. بام تا زمان مرگش در سال ۱۹۱۹ هر سال یک کتاب جدید از اوز را منتشر کرد و در مجموع ۱۳ دنباله و نیم دوجین داستان کوتاه اوز را به قلم آورد.

پس از مرگ بام ناشران این مسئولیت را به روث پلاملی تامپسون واگذار کردند که ۲۱ کتاب دیگر به سری اوز اضافه کرد. این جهان داستانی وسیع الهام بخش نویسندگان و تصویرگران متعددی شد که حتی پس از بام و تامپسون به خلق داستان های جدید در سرزمین اوز ادامه دادند و این مجموعه را به یکی از طولانی ترین و محبوب ترین مجموعه های ادبیات کودک تبدیل کردند.

۲. جادوگر شهر از: از رمان به شاهکار سینمایی (فیلم ۱۹۳۹)

فیلم جادوگر شهر از محصول ۱۹۳۹ یکی از برجسته ترین و ماندگارترین آثار تاریخ سینمای جهان است که توانست جادوی رمان ال. فرانک بام را به شکلی بی بدیل بر پرده سینما زنده کند. این فیلم موزیکال و فانتزی نه تنها به دلیل داستان سرایی جذاب و شخصیت های دوست داشتنی اش بلکه به خاطر نوآوری های تکنیکی و حواشی پشت صحنه به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد.

۲.۱. خلق یک پدیده سینمایی: مقدمه ای بر فیلم ۱۹۳۹

استودیوی مترو گلدوین مایر (MGM) با تهیه کنندگی مروین لروی و کارگردانی ویکتور فلمینگ مسئولیت سنگین اقتباس از رمانی چنین محبوب را بر عهده گرفت. انتخاب بازیگران برای نقش های اصلی به ویژه نقش دوروتی یکی از مهم ترین چالش های تولید بود. سرانجام جودی گارلند ستاره جوان و بااستعداد آن زمان برای این نقش انتخاب شد و با اجرای بی نظیر خود به نمادین ترین دوروتی تاریخ سینما تبدیل شد.

فیلم جادوگر شهر از در زمان خود پرهزینه ترین فیلم MGM محسوب می شد و با وجود اینکه در اکران اولیه سودآوری چشمگیری نداشت اما در اکران های بعدی و نمایش های تلویزیونی به موفقیت جهانی دست یافت و جایگاه ابدی خود را در قلب مخاطبان و منتقدان تثبیت کرد. انجمن فیلم آمریکا در سال ۲۰۰۸ این فیلم را به عنوان برترین فیلم فانتزی در تاریخ سینمای آمریکا برگزید.

۲.۲. خلاصه ای از داستان فیلم ۱۹۳۹: تجسم رنگارنگ یک رؤیا

فیلم جادوگر شهر از با وفاداری به هسته اصلی رمان داستان دوروتی و سگش توتو را روایت می کند که در اثر یک گردباد از کانزاس خاکستری به سرزمین رنگارنگ اوز منتقل می شوند. تفاوت اصلی فیلم با رمان برجسته تر کردن عناصر موزیکال و تأثیر آن ها بر روایت است. فیلم با صحنه های سیاه و سفید در کانزاس آغاز می شود و به محض ورود دوروتی به سرزمین اوز به دنیایی از رنگ های درخشان تکنیکالر تغییر می کند. این انتقال بصری نمادی قدرتمند از تفاوت میان واقعیت روزمره و جهان جادویی فانتزی است.

سفر دوروتی در جاده آجری زرد و آشنایی او با مترسک بی مغز آدم حلبی بی قلب و شیر بزدل که هر یک به دنبال چیزی از جادوگر شهر از هستند در فیلم با ترانه های به یاد ماندنی و رقص های پرانرژی همراه است. فیلم پیام های رمان درباره کشف قدرت های درونی و اهمیت خانه را با لحنی عمیق تر و بصری تر به تصویر می کشد و تجربه تماشای آن را به یک سفر فراموش نشدنی تبدیل می کند.

۲.۳. نوآوری های سینمایی و حواشی پشت صحنه

فیلم جادوگر شهر از نه تنها به خاطر داستانش بلکه به دلیل نوآوری های سینمایی و حواشی پرچالش پشت صحنه آن شهرت دارد.

یکی از مهم ترین نوآوری های فیلم استفاده انقلابی از تکنیکالر (Technicolor) بود. انتقال نمادین از صحنه های سیاه و سفید کانزاس به دنیای پرجنب وجوش و رنگارنگ اوز یک جهش بزرگ در فیلم سازی محسوب می شد و تجربه بصری بی نظیری را برای تماشاگران آن زمان رقم زد. این انتقال به یاد ماندنی از طریق تکنیک های پیشرفته فیلم برداری و رنگ آمیزی جادوی اوز را ملموس تر کرد.

تولید فیلم با چالش های طاقت فرسایی همراه بود. گریم های سنگین و لباس های پروزن بازیگران مشکلات زیادی را برای آن ها ایجاد می کرد. به عنوان مثال مارگارت هامیلتون بازیگر نقش جادوگر شرور غرب در حین فیلم برداری یکی از صحنه ها دچار سوختگی درجه دو در صورت و درجه سه در دستانش شد که ناشی از مواد آرایشی حاوی مس بود. لباس ۴۵ کیلوگرمی شیر بزدل نیز مایه عذاب برت لار بازیگر این نقش شده بود.

جادوی موسیقی قلب تپنده فیلم بود. آهنگسازی هارولد آرلن و ترانه سرایی ای. وای. هاربورگ ترانه هایی خلق کردند که به سرعت به کلاسیک های سینما تبدیل شدند. از جمله این ترانه ها Over the Rainbow است که توسط جودی گارلند خوانده شد و به یکی از محبوب ترین و به یادماندنی ترین ترانه های تاریخ تبدیل شده است. این ترانه نه تنها جوایز متعددی را از آن خود کرد بلکه به نمادی از امید و رویاپردازی بدل گشت. ترانه Ding Dong! The Witch Is Dead نیز از دیگر آثار مشهور این فیلم است.

ترانه Over the Rainbow که توسط جودی گارلند در فیلم جادوگر شهر از اجرا شد نه تنها جایزه اسکار بهترین ترانه را از آن خود کرد بلکه به نمادی از امید و رویاپردازی در فرهنگ جهانی تبدیل شده است.

۲.۴. جوایز افتخارات و جایگاه ابدی در سینما

فیلم جادوگر شهر از در دوازدهمین مراسم جوایز اسکار نامزد دریافت شش جایزه از جمله بهترین فیلم شد. در نهایت این فیلم موفق به کسب دو جایزه اسکار گردید: اسکار بهترین موسیقی فیلم برای هربرت استاتهارت و اسکار بهترین ترانه اورجینال برای آهنگ Over the Rainbow. با وجود رقابت شدید در آن سال (که فیلم بر باد رفته نیز اثر ویکتور فلمینگ جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد) جادوگر شهر از توانست جایگاه ابدی خود را در تاریخ سینما تثبیت کند.

این فیلم به طور مداوم در فهرست های برترین فیلم های تاریخ سینما از جمله فهرست های انجمن فیلم آمریکا (AFI) قرار گرفته است. نوآوری های فنی داستان سرایی قدرتمند اجراهای درخشان بازیگران و موسیقی فراموش نشدنی همگی به تبدیل شدن این اثر به یک شاهکار بی زمان کمک کرده اند.

۲.۵. دوبله فارسی فیلم و نقش آن در خاطرات ایرانیان

فیلم جادوگر شهر از نه تنها در سطح جهانی بلکه در ایران نیز از محبوبیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است که بخش قابل توجهی از آن مدیون دوبله فارسی بی نظیر این اثر است. دوبله های کلاسیک فیلم های خارجی نقش مهمی در معرفی و ماندگاری آن ها در حافظه جمعی ایرانیان داشته اند و جادوگر شهر از نیز از این قاعده مستثنی نیست.

مریم شیرزاد هنرمند برجسته دوبلاژ علاوه بر مدیریت دوبلاژ این فیلم صداپیشگی نقش دوروتی را نیز بر عهده داشت. انتخاب ایشان برای این نقش به دلیل صدای دلنشین و توانایی انتقال احساسات به خوبی با شخصیت معصوم و امیدوار دوروتی هماهنگ شد. دیگر صداپیشگان برجسته ایرانی نیز با هنرمندی خود به جان بخشی شخصیت ها کمک کردند:

  • منوچهر اسماعیلی: در نقش جادوگر شهر از (پروفسور مارول)
  • ژرژ پطرسی: در نقش مرد حلبی
  • شروین قطعه ای: در نقش مترسک
  • تورج مهرزادیان: در نقش شیر بزدل

این ترکیب حرفه ای از صداپیشگان توانستند ابعاد جدیدی به شخصیت ها ببخشند و احساسات آن ها را به مخاطب فارسی زبان منتقل کنند. دوبله فارسی با حفظ جذابیت های اصلی فیلم و ایجاد حس آشنایی به جادوگر شهر از کمک کرد تا به یکی از خاطره انگیزترین آثار سینمایی در میان چندین نسل از ایرانیان تبدیل شود و جای خود را در میان کلاسیک های تلویزیونی ایران باز کند.

۳. تأثیرات و میراث ماندگار جادوگر شهر از

جادوگر شگفت انگیز شهر از اثری فراتر از زمان و مکان است که تأثیرات عمیقی بر فرهنگ هنر و ادبیات جهان گذاشته است. این داستان چه در قالب رمان و چه در قالب فیلم به یک اسطوره مدرن جهانی تبدیل شده و میراثی غنی از خود به جای گذاشته است.

۳.۱. نفوذ بی بدیل در فرهنگ عامه و فراتر از آن

جادوگر شهر از به معنای واقعی کلمه به بخشی جدایی ناپذیر از فرهنگ عامه جهانی بدل شده است. این اثر به ده ها زبان اصلی ترجمه شده و در برخی کشورها با تغییرات محلی سازگار شده است مثلاً در نسخه های خلاصه شده هندی آدم حلبی با اسب جایگزین شده است. حتی در روسیه ترجمه ای از الکساندر ملنتیویچ ولکوف به خلق شش کتاب جدید در سری جادوگر شهر زمرد منجر شد که به تدریج از نسخه اصلی بام فاصله گرفت.

عبارات و اصطلاحات برگرفته از این داستان به زبان روزمره بسیاری از مردم راه یافته است. برای مثال عبارت ما دیگر در کانزاس نیستیم (We’re not in Kansas anymore) به کنایه ای برای ورود به وضعیتی ناآشنا یا عجیب تبدیل شده است. بازپخش های سالانه و مکرر فیلم در تلویزیون آمریکا از سال ۱۹۵۹ و سپس چندین بار در سال از ۱۹۹۹ به بعد به حفظ جایگاه آن در حافظه جمعی کمک شایانی کرده است. این تکرارها جادوگر شهر از را به یک رسم خانوادگی و نمادی از دوران کودکی برای نسل های متمادی تبدیل کرده است.

۳.۲. اقتباس ها و بازآفرینی ها در رسانه های مختلف

میراث جادوگر شهر از در تعداد بی شمار اقتباس ها و بازآفرینی ها در رسانه های گوناگون قابل مشاهده است. این داستان بارها الهام بخش آثار هنری جدیدی شده که هر یک به نوعی جهان اوز را گسترش داده اند:

  • تئاترهای موزیکال: از جمله مشهورترین آن ها می توان به The Wiz (۱۹۷۴) اشاره کرد که با یک گروه بازیگران کاملاً سیاه پوست و با رویکردی مدرن به فرهنگ آفریقایی-آمریکایی برنده جایزه تونی شد و در سال ۱۹۷۸ نیز به فیلمی با همین نام تبدیل گردید. موزیکال Wicked نیز که به داستان جادوگران شرور غرب و خوب شمال می پردازد و از موفق ترین نمایش های برادوی است از دیگر اقتباس های برجسته است.
  • انیمیشن ها: نسخه های متعددی از جمله انیمیشن ژاپنی ۱۹۸۶ در ۵۲ قسمت داستان اوز را برای نسل جدیدی از مخاطبان روایت کرده اند.
  • فیلم ها و سریال ها: علاوه بر فیلم کلاسیک ۱۹۳۹ اقتباس های لایو اکشن و سریالی متعددی در طول سالیان ساخته شده اند که برخی از آن ها وفادار به رمان و برخی دیگر تفسیری نوین از آن ارائه داده اند.
  • کتاب های کمیک و اسپین آف ها: جهان اوز در قالب کتاب های کمیک و داستان های فرعی نیز گسترش یافته است که برخی از آن ها بحث برانگیز بوده اند.
  • بازی های ویدیویی: شخصیت ها و محیط اوز در دنیای بازی های ویدیویی نیز مورد استفاده قرار گرفته اند.

این اقتباس های متنوع نشان دهنده ظرفیت بالای داستان برای تفسیر و بازآفرینی در بسترهای فرهنگی و هنری مختلف است و گواه بر قدرت ماندگار آن در جذب و الهام بخشی هنرمندان است.

۳.۳. تحلیل های انتقادی و تفاسیر گوناگون

جادوگر شگفت انگیز شهر از در طول دهه ها موضوع تحلیل های انتقادی و تفاسیر گوناگونی بوده است که ابعاد پنهان و عمیق تر آن را آشکار ساخته اند.

یکی از مشهورترین تفاسیر تحلیل تمثیلی-سیاسی است. در مقاله سال ۱۹۶۴ با عنوان جادوگر شهر اوز: تمثیل در مورد پوپولیسم هنری لیتلفیلد اظهار داشت که این کتاب تمثیلی از بحث نظام پولی دو فلزی (طلا و نقره) و جنبش پوپولیسم در اواخر قرن نوزدهم ایالات متحده است. در این تحلیل:

  • جاده آجری زرد می تواند نمادی از استاندارد طلا باشد.
  • کفش های نقره ای دوروتی (که در فیلم به قرمز تغییر یافت) نماینده استاندارد نقره هستند که بام باور داشت می توانست مشکلات اقتصادی را حل کند.
  • مترسک (کشاورزان) نیازمند مغز (هوش لازم برای درک سیاست های اقتصادی پیچیده) است.
  • آدم حلبی (کارگران صنعتی) نیازمند قلب (شفقت و انسانیت در روابط کاری) است.
  • شیر بزدل (نماینده ویلیام جنینگ برایان سیاستمدار پوپولیست) نیازمند شجاعت است.
  • شهر زمرد (واشنگتن دی سی) جایی است که همه چیز فریبنده به نظر می رسد.

این نظریه با وجود اینکه مورد بحث و اختلاف بوده به گشودن باب تحلیل های عمیق تر سیاسی و اقتصادی از این اثر کمک کرده است.

از سوی دیگر تحلیل های روانشناختی و جامعه شناختی نیز به این اثر پرداخته اند. از جمله نظریه سفر قهرمان جوزف کمپبل که جادوگر شهر از را نمونه ای بارز از الگوی سفر قهرمان می داند که در آن دوروتی از خانه خود جدا شده وارد دنیایی ناشناخته می شود با چالش ها روبرو شده و با کشف قدرت های درونی خود و دوستانش به خانه بازمی گردد. این سفر فراتر از یک ماجراجویی بیرونی به یک سفر درونی برای خودشناسی و بلوغ تبدیل می شود.

جالب است بدانید که این رمان در دهه های میانی قرن بیستم با انتقادات و حتی ممنوعیت هایی نیز مواجه شد. در سال ۱۹۵۷ مدیر کتابخانه های دیترویت رمان را به دلایلی چون هیچ ارزشی برای کودکان امروزی نداشتن حمایت از منفی گرایی و رساندن ذهن کودکان به سطح بزدل ممنوع کرد. در سال ۱۹۸۶ هفت خانواده مسیحی بنیادگرا در تنسی به دلیل تصویرسازی جادوگران خیرخواه ترویج این باور که ویژگی های انسانی به طور فردی توسعه یافته اند به جای خدادادی بودن و همچنین آموزش برابری زن و مرد و شخصیت داشتن حیوانات و توانایی صحبت آن ها با گنجاندن این رمان در برنامه درسی مدارس دولتی مخالفت کردند.

با این حال با گذشت زمان این اثر بازشناسی و تجلیل های معاصر بی شماری را دریافت کرده است. در آوریل ۲۰۰۰ کتابخانه کنگره ایالات متحده جادوگر شگفت انگیز شهر از را بزرگ ترین و دوست داشتنی ترین افسانه خانگی آمریکا اعلام کرد و آن را اولین فانتزی آمریکایی برای کودکان و یکی از پرخواننده ترین کتاب های کودکان نامید. این تجلیل ها تأکیدی بر جایگاه بی بدیل و جاودانه این اثر در ادبیات و فرهنگ آمریکایی و جهانی است.

با وجود برخی انتقادات و ممنوعیت ها در گذشته جادوگر شهر از در نهایت توسط کتابخانه کنگره آمریکا به عنوان بزرگ ترین و دوست داشتنی ترین افسانه خانگی آمریکا شناخته شد و همچنان به الهام بخشی ادامه می دهد.

۳.۴. چرا جادوگر شهر از همچنان جادو می کند؟

پایداری و ماندگاری جادوگر شگفت انگیز شهر از در طول بیش از یک قرن پدیده ای قابل تأمل است. دلایل متعددی وجود دارند که این اثر چه در قالب رمان و چه در قالب فیلم همچنان قادر به جادو کردن نسل های پیاپی است:

یکی از مهم ترین دلایل پیام های جهانی و جاودانه آن است. داستان دوروتی و دوستانش به طرزی ظریف و زیبا بر مفاهیمی چون شجاعت مهربانی خرد و اهمیت خانه تأکید می کند. این ویژگی ها مستقل از زمان و فرهنگ برای هر انسانی قابل درک و همذات پنداری هستند. مترسک آدم حلبی و شیر بزدل همگی در طول سفرشان متوجه می شوند که آنچه به دنبالش بودند (مغز قلب شجاعت) را از همان ابتدا درون خود داشته اند و سفر آن ها صرفاً کاتالیزوری برای کشف این حقیقت درونی بوده است. پیام نهایی هیچ جایی مانند خانه نیست (There’s no place like home) به یک مفهوم عمیق تر از امنیت تعلق خاطر و خودیابی اشاره دارد.

شخصیت های دوست داشتنی و قابل همذات پنداری نیز عامل کلیدی دیگری هستند. دوروتی با معصومیت و اراده اش مترسک با سادگی و هوش نهفته اش آدم حلبی با قلب رئوف و آسیب پذیرش و شیر بزدل با تلاشش برای غلبه بر ترس همگی به قدری واقعی و انسانی تصویر شده اند که مخاطب به راحتی با آن ها ارتباط برقرار می کند.

داستان سرایی جذاب و پرماجرا در کنار نوآوری های هنری که راه را برای آثار بعدی باز کردند به جاذبه پایدار این اثر افزوده اند. چه تصاویر رنگارنگ ویلیام والاس دنسلو در رمان و چه استفاده انقلابی از تکنیکالر و موسیقی در فیلم ۱۹۳۹ همگی به خلق تجربه ای عمیق و فراموش نشدنی کمک کرده اند.

در نهایت جادوگر شهر از نه تنها یک داستان سرگرم کننده است بلکه آیينه ای است که در آن مخاطبان می توانند جستجوی خود برای معنا و قدرت درونی را بازشناسند. این ظرفیت برای بازتاب تجربیات انسانی آن را به یک اثر هنری ماندگار و بی زمان تبدیل کرده است که همچنان به جادوگری و الهام بخشی در قلب ها و ذهن ها ادامه می دهد.

سوالات متداول

آیا فیلم جادوگر شهر از ۱۹۳۹ با رمان ال. فرانک بام تفاوت دارد؟

بله فیلم ۱۹۳۹ با وجود وفاداری به هسته اصلی داستان تفاوت هایی با رمان دارد. از جمله مهم ترین تفاوت ها می توان به تغییر رنگ کفش های جادویی دوروتی از نقره ای به یاقوتی قرمز در فیلم حذف برخی ماجراها و شخصیت ها از رمان (برای کوتاه تر کردن زمان فیلم) و افزودن ترانه های موزیکال که نقش مهمی در روایت فیلم ایفا می کنند اشاره کرد.

چرا فیلم جادوگر شهر از رنگی شد در حالی که بسیاری از فیلم های آن زمان سیاه و سفید بودند؟

فیلم جادوگر شهر از از فناوری پیشرفته تکنیکالر (Technicolor) استفاده کرد که در آن زمان بسیار جدید و پرهزینه بود. کارگردانان تصمیم گرفتند برای برجسته سازی تفاوت میان دنیای خشک و بی روح کانزاس و سرزمین جادویی و رنگارنگ اوز از این تکنیک استفاده کنند. این انتقال از سیاه و سفید به رنگی یکی از نمادین ترین لحظات تاریخ سینما محسوب می شود.

شخصیت های اصلی جادوگر شهر از به دنبال چه چیزی بودند و آیا آن را پیدا کردند؟

شخصیت های اصلی داستان به شرح زیر به دنبال چیزهایی بودند:

  • دوروتی: به دنبال راهی برای بازگشت به خانه بود.
  • مترسک: به دنبال مغز و خرد بود.
  • آدم حلبی: به دنبال قلب و احساسات بود.
  • شیر بزدل: به دنبال شجاعت بود.

در نهایت آن ها متوجه شدند که آنچه به دنبالش بودند (خرد قلب شجاعت) را از همان ابتدا درون خود داشته اند. سفر آن ها به اوز در واقع سفری برای کشف و آشکارسازی این ویژگی های درونی بود. جادوگر اوز نیز به طرزی نمادین آرزوهای آن ها را برآورده کرد اما خودشان آن ها را در طول سفر به دست آورده بودند.

ترانه Over the Rainbow چه اهمیتی در فیلم جادوگر شهر از دارد؟

ترانه Over the Rainbow که توسط جودی گارلند در نقش دوروتی خوانده شد به یکی از مشهورترین و محبوب ترین ترانه های تاریخ سینما تبدیل شده است. این ترانه نه تنها جایزه اسکار بهترین ترانه را از آن خود کرد بلکه به نمادی از امید آرزو و فرار از واقعیت های دشوار به دنیایی بهتر و زیباتر تبدیل شده است. این ترانه از نظر احساسی لحظه ای کلیدی در فیلم است که آرزوی دوروتی برای یافتن جایی فراتر از مشکلاتش را بیان می کند.

چرا جادوگر شهر از با وجود گذشت زمان همچنان محبوب و پرطرفدار است؟

ماندگاری جادوگر شهر از به دلایل مختلفی است: پیام های جهانی آن درباره اهمیت خانه شجاعت خرد و مهربانی که برای هر نسلی قابل درک است؛ شخصیت های دوست داشتنی و قابل همذات پنداری که مخاطب به راحتی با آن ها ارتباط برقرار می کند؛ داستان سرایی جذاب و پرماجرا؛ و نوآوری های هنری در رمان (تصویرگری های دنسلو) و فیلم (استفاده از تکنیکالر و موسیقی) که تجربه ای فراموش نشدنی را ارائه می دهند. این عناصر دست به دست هم داده اند تا این اثر به یک کلاسیک بی زمان تبدیل شود.